تبليغاتX
دست نوشته ها

دست نوشته ها

من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 9 قبل از ظهر  توسط ::رضا::  | 

ماهي دل

براي آدمي رسيدن به ساحل آغاز حيات است و براي ماهي پايان
+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 10 بعد از ظهر  توسط ::صالح::  | 

ماهي دل

براي آدمي رسيدن به ساحل آغاز حيات است و براي ماهي پايان
+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 9 بعد از ظهر  توسط ::صالح::  | 

آغاز را به خاطر بسپار

براي آدمي رسيدن به ساحل آغاز حيات است و براي ماهي پايان
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 10 بعد از ظهر  توسط ::صالح::  | 

میمیرم

گرسکوت است سهم من از عشق

باز کن لب که لال میمیرم!

سفر رود٬ مقصدش دریا

قطره اما زلال میمیرم!

مسلخ عشق و مرگ واحساسم

پرغرور و حلال میمیرم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط ::کارون::  | 

ای معنی انتظار٬ یک لحظه بایست

دیوانه شدم به خاطرت کافی نیست؟!

یک لحظه بایست فقط یک جمله بگو

تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط ::کارون::  | 

دعا

دعا دعای همان روزگار کودکی است

*خدا کند که دوباره تو مال من باشی.*

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط ::کارون::  | 

Facebook

از من نشنیده بگیرین ولی انگار بچه ها دیگه بعد از این تو  Facebook  مشغولن.

شنیدم کلی برو بیا و اینا دارن اونجا.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 10 بعد از ظهر  توسط ::صالح::  | 

بهار

حتا گنجشک ها پول گرفته اند

که بخوانند.

عجب زمستانیست

این بهار!

برف و دوده باریده.

سیاه و سفید می بینم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 7 قبل از ظهر  توسط ::رضا::  | 

شب یلدا

دکتر «فریدون جنیدی» :جشن شب يلدا، جشن بزرگداشت علم است.

جشن شب چله، جشن بزرگداشت علم در دوران باستان است. نياكان ما، در 7000 سال پيش، به گاه‌شماري خورشيدي دست پيدا كردند و با تفكر و تامل دريافتند كه اولين شب زمستان بلندترين شب سال است.
دكتر «فريدون جنيدي»، بنيانگذار بنياد فرهنگي نيشابور و متخصص اسطوره‌شناسي و تاريخ باستان، روز سه‌شنبه در سخنراني همايش شب چله به شناخت علوم گاه‌شماري و جغرافيايي در دوران باستان پرداخت و گفت: «هزاران سال است كه جشن شب چله در خانه ايرانيان برگزار مي‌شود. اين جشن حتي در زمان حمله مغول و تركان بي‌تمدن هم برگزار مي‌شد.
استمرار و ادامه برگزاري اين جشن و جشن‌هاي امثال آن نشانه پيوند ناگسستني ايرانيان امروز با فرهنگ نياكان‌شان است. اما آنچه باعث تعجب انسان متمدن و پيشرفته امروزي است، چگونگي دستيابي ايرانيان باستان به گاه‌شماري است كه اين چنين دقيق طلوع و غروب خورشيد را بررسي كرده است.
نياكان ما هزاران سال پيش دريافتند كه گاه‌شماري بر پايه ماه نمي‌تواند گاه‌شماري درستي باشد. پس به تحقيق درباره حركت خورشيد پرداختند و گاه‌شماري خود را بر پايه آن گذاشتند. آنها حركت خورشيد را در برج‌هاي آسمان اندازه‌گيري كردند و براي هر برجي نام خاصي گذاشتند. آنها دريافتند هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج بره در يك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آنها مانند ما مي‌توانستند در شب 6 برج را ببينند. از سر شب يكي‌يكي برج‌ها از جلوي چشم‌ها عبور مي‌كنند. برج بره سپس برج گاو و ... آنها مي‌دانستند 6 برج ديگر كه ديده نمي‌شوند در آن سوي زمين هستند و مردماني در آنسوي زمين 6 برج ديگر را نظاره مي‌كنند. آنها دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. آنها گاه‌شماري خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسيم كردند. در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد. واژه‌هاي «چله نشستن»، «چل چلي» و در طبرستان واژه‌هاي «پيرا چله،‌ گرما چله» نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است. آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسيم كردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتي اين روزها به سي روز تغيير پيدا كرد و ماه سي روزه شد.
در شاهنامه آمده است:
نباشد بهار و زمستان پديد نيارند هنگام رامش نويد
اين بيت اشاره به گاه‌شماري سرزمين‌هاي ديگر دارد. گاه‌شماري سرزمين‌هاي ديگر براي بهار و فصل‌هاي ديگر سرآغازي نداشتند و اين نشان مي‌دهد كه گاه‌شماري ايرانيان همواره كامل‌ترين گاه‌شماري بوده است. گاه‌شماري ايرانيان تا زمان دانشمند بزرگ خيام ادامه داشت. با ورود اسلام گاه‌شماري قمري اعراب نيز يكي از گاه‌شماري‌هاي مورد استفاده سرزمين ايران شد. وزراء ايراني خلافت عباسي هر پيشنهادي را كه براي اصلاح تقويم نياكان‌شان مطرح مي‌كردند از طرف پادشاهان عباسي رد مي‌شد. آنها مي‌گفتند اگر تقويم شما اصلاح شود باز به آيين و فرهنگ پيشين خود بازمي‌گرديد. اما در زمان خيام شرايط تغيير كرد. او در سن 28 سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم مي‌شد، شاه از جاي خود بلند مي‌شد و او را كنار خود مي‌نشاند. احترامي كه پادشاهان به خيام مي‌گذاشتند باعث شد دست او در اصلاح گاه‌شماري ايرانيان باز شود. با اصلاح گاه‌شماري بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد. سامانيان كه دوستار فرهنگ ايراني بودند، دانشمندان و وزرای ايراني را بدون ممانعت نگهبان مي‌پذيرفتند. اين نشانه فرهنگ غني ايراني است. ما شب چله را جشن مي‌گيريم تا ياد بزرگاني همچون خيام و نياكان دورتر از خيام را گرامي بداريم.»

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 9 قبل از ظهر  توسط ::رضا::  |