دلم هوای گریه داره. سر خاک عزیزایی که تنهام گذاشتن یاد احمد شاملو افتادم:
ً. . . در مردگان خویش نظر می بندیم با طرح خنده ای.
و نوبت خویش را انتظار می کشیم٬
بی هیچ خنده ای. . .ً
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط ::کارون::
|
بسیاری از ما در چیزی که عشقش می نامیم جدایی را بیشتر از وصل می پسندیم٬ ما عاشق می شویم تاهرگزنرسیم. ما بازی می کنیم تا ببازیم.
+
نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط ::کارون::
|