دکتر «فریدون جنیدی» :جشن شب يلدا، جشن بزرگداشت علم است.
جشن
شب چله، جشن بزرگداشت علم در دوران باستان است. نياكان ما، در 7000 سال
پيش، به گاهشماري خورشيدي دست پيدا كردند و با تفكر و تامل دريافتند كه
اولين شب زمستان بلندترين شب سال است.
دكتر «فريدون جنيدي»، بنيانگذار بنياد فرهنگي نيشابور و متخصص
اسطورهشناسي و تاريخ باستان، روز سهشنبه در سخنراني همايش شب چله به
شناخت علوم گاهشماري و جغرافيايي در دوران باستان پرداخت و گفت: «هزاران
سال است كه جشن شب چله در خانه ايرانيان برگزار ميشود. اين جشن حتي در
زمان حمله مغول و تركان بيتمدن هم برگزار ميشد.
استمرار و ادامه برگزاري اين جشن و جشنهاي امثال آن نشانه پيوند ناگسستني
ايرانيان امروز با فرهنگ نياكانشان است. اما آنچه باعث تعجب انسان متمدن
و پيشرفته امروزي است، چگونگي دستيابي ايرانيان باستان به گاهشماري است
كه اين چنين دقيق طلوع و غروب خورشيد را بررسي كرده است.
نياكان ما هزاران سال پيش دريافتند كه گاهشماري بر پايه ماه نميتواند
گاهشماري درستي باشد. پس به تحقيق درباره حركت خورشيد پرداختند و
گاهشماري خود را بر پايه آن گذاشتند. آنها حركت خورشيد را در برجهاي
آسمان اندازهگيري كردند و براي هر برجي نام خاصي گذاشتند. آنها دريافتند
هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج بره در يك زمان باشد، اول بهار است
و روز و شب با هم برابر است. آنها مانند ما ميتوانستند در شب 6 برج را
ببينند. از سر شب يكييكي برجها از جلوي چشمها عبور ميكنند. برج بره
سپس برج گاو و ... آنها ميدانستند 6 برج ديگر كه ديده نميشوند در آن سوي
زمين هستند و مردماني در آنسوي زمين 6 برج ديگر را نظاره ميكنند. آنها
دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر
از شب است. آنها گاهشماري خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسيم كردند.
در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي
دارد. واژههاي «چله نشستن»، «چل چلي» و در طبرستان واژههاي «پيرا چله،
گرما چله» نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است. آنها در اصل ماه
را به چهل روز تقسيم كردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتي اين روزها به
سي روز تغيير پيدا كرد و ماه سي روزه شد.
در شاهنامه آمده است:
نباشد بهار و زمستان پديد نيارند هنگام رامش نويد
اين بيت اشاره به گاهشماري سرزمينهاي ديگر دارد. گاهشماري سرزمينهاي
ديگر براي بهار و فصلهاي ديگر سرآغازي نداشتند و اين نشان ميدهد كه
گاهشماري ايرانيان همواره كاملترين گاهشماري بوده است. گاهشماري
ايرانيان تا زمان دانشمند بزرگ خيام ادامه داشت. با ورود اسلام گاهشماري
قمري اعراب نيز يكي از گاهشماريهاي مورد استفاده سرزمين ايران شد. وزراء
ايراني خلافت عباسي هر پيشنهادي را كه براي اصلاح تقويم نياكانشان مطرح
ميكردند از طرف پادشاهان عباسي رد ميشد. آنها ميگفتند اگر تقويم شما
اصلاح شود باز به آيين و فرهنگ پيشين خود بازميگرديد. اما در زمان خيام
شرايط تغيير كرد. او در سن 28 سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم
ميشد، شاه از جاي خود بلند ميشد و او را كنار خود مينشاند. احترامي كه
پادشاهان به خيام ميگذاشتند باعث شد دست او در اصلاح گاهشماري ايرانيان
باز شود. با اصلاح گاهشماري بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد.
سامانيان كه دوستار فرهنگ ايراني بودند، دانشمندان و وزرای ايراني را بدون
ممانعت نگهبان ميپذيرفتند. اين نشانه فرهنگ غني ايراني است. ما شب چله را
جشن ميگيريم تا ياد بزرگاني همچون خيام و نياكان دورتر از خيام را گرامي
بداريم.»
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط ::رضا::
|
یک شب در فرودگاه زنی منتظر پرواز بود و هنوز چندین ساعت تاپروازش مانده بود. زن برای اینکه به نحوی این زمان را پر کند به کتاب فروشی فرودگاهرفت و کتابی گرفت سپس پاکتی کلوچه خرید و در گوشه ای از فرودگاه نشست. زن غرق درمطالعه بود که ناگهان متوجه شد مردی در کنار او نشسته و بدون هیچ شرم و حیایی یکیدو تا از کلوچه های او را برداشت و خورد. زن برای اینکه مشکل و ناراحتی پیش نیایدچیزی نگفت و اصلا به روی خود نیاورد و همانگونه که به مطالعه ادامه میداد هر از چندگاهی کلوچه ای نیز برمیداشت و میخورد. زن به ساعتش نگاهی انداخت و در همین حالمتوجه شد که "دزد" بی چشم و رو تقریبا پاکت کلوچه اش را خالی کرده است. هر چه میگذشت زن خشمگین تر میشد. با خود اندیشید که اگر من آدم خوبی نبودم حتما چشمش راکبود کرده بودم. با هر کلوچه ای که زن از پاکت بر میداشت مرد نیز برمیداشت. وقتی کهفقط یک کلوچه در پاکت مانده بود زن ماند که چه کند که ناگهان متوجه شد مرد در حالیکه لبخندی بر چهره اش نقش بسته آخرین کلوچه را برداشت آنرا نصف کرد و در حالیکهنصف کلوچه را به طرف زن دراز میکرد نصف دیگر را در دهانش گذاشت و خورد. زن باعصبانیت کلوچه را از دست مرد قاپید و پیش خود گفت"اوه این مرد نه تنها دیوانه استبلکه بسیار هم بی ادب تشریف دارد. عجب آدمی! حتی یک تشکر خشک و خالی هم نکرد." زنبه خاطر نداشت که در طول عمرش اینچنین آزرده خاطر شده باشد. به همین خاطر هنگامی کهپرواز او را اعلام کردند از ته دل نفس راحتی کشید. وسایلش را جمع کرد و حتی بی آنکهنگاهی به دزد نمک نشناس بیندازد راه خود را گرفت و رفت. زن سوار هواپیما شد و درصندلیش جای گرفت. سپس به دنبال کتابش گشت تا چند صفحه باقی مانده را نیز به اتمامبرساند. دستش را که توی کیفش برد متوجه شد چیزی غیر از کتاب هم در کیفش هست. انرابیرون آورد. آنچه که او جلوی چشمانش دید پاکت کلوچه سربسته ای بود که یکی دو ساعتپیش خریداری کرده بود.
(متن یک ایمیل از طرف یک دوست)
+
نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 1 بعد از ظهر توسط ::رضا::
|
بعد به یک جا میرسی که گیج میشوی. ذهنت پر میشود از همهی چیزهای
ناگوار این چند روز و نمیتوانی روی هیچکدام تمرکز کنی. قدرت تصمیمگیری
را از دست میدهی. از همه چیز فرار میکنی. اینگونه است که کمکم درون
خودت مچاله میشوی و میدانی که راه گریزی نداری. هیچ دستآویزی نیست که
بهش چنگ بزنی تا فرو نروی.
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط ::رضا::
|
سخن از
پیوند سست دونام و هم آغوشی در اوراق کهنهء یک دفتر نیست سخن از گیسوی خوشبخت من است و
شقایقهای سوختهء بوسهء تو و صمیمیت تنهامان در طراری و
درخشیدن عریانیمان .مثل فلس ماهیها در آب.
(فروغ فرخزاد)
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 12 بعد از ظهر توسط ::رضا::
|
پروردگار محترم، بنده که شما رو هيچ وقت نميبخشم، از اون لحاظ. شما هم
همينطور البته. ميگم حالا که بي حساب شديم و صفر شد، ميشه شما در همون
جهت يه قدم فيلي مثبت بردارين، لطفاً. خيلي ممنون.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 10 قبل از ظهر توسط ::رضا::
|
Easy Ways to Die : Take a Cigar daily - You will die 10 years early. Drink Rum daily - You will die 30 years early. Love Someone Truly - You will die daily
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط ::رضا::
|
رام كنندگان حيوانات سيرك برای مطيع كردن فيلها از ترفند ساده ای استفاده
می كنند.زمانی كه حيوان هنوز بچه است، يكی از پاهای او را به تنه درختی می
بندند. حيوان جوان هر چه تلاش می كند نمی تواند خود را از بند خلاص كند.
اندك اندك این عقيده كه تنه درخت خيلی قوی تر از اوست در ذهنش شكل می
گيرد.وقتی حيوان بالغ و نيرومند شد ،كافی است شخصی نخی را به دور پای فيل
ببندد و سر ديگرش را به شاخه ای گره بزند. فيل برای رها كردن خود تلاشی
نخواهد كرد . پای ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته های ضعيف و شكننده
ای بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگی قدرت تنه درخت را باور كرده
ايم، به خود جرأت تلاش كردن نمی دهيم، غافل از اينكه : برای به دست آوردن آزادی ، يك عمل جسورانه كافيست .
+
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 8 قبل از ظهر توسط ::رضا::
|
1. هیچ چیزی به آن آسانی که به نظر میرسد نیست.
2. هر چیزی بیش از آن حدی که تصور میشود طول خواهد کشید.
3. چیزی که ممکن است خراب شود، خراب میشود.
4. اگر احتمال خراب شدن چندین چیز وجود داشته باشد، آن یک خراب میشود که بیشترین خسارت را بزند.
نتیجه: اگر بدترین زمان خراب شدن برای چیزی وجود داشته باشد، همان زمان است که خراب میشود.
5. اگر چیزی قابل خراب شدن نباشد، پس حتما میشود.
6. اگر پیشبینی میکنید که چهار احتمال برای خراب شدن چیزی وجود دارد و
از قبل تمهیدی برای آنها اندیشیدهاید، پس حتما راه پنجمی به طور
غیرمنتظره به وقوع میپیوندد.
7. وقایع خودبهخود تمایل به بدترشدن دارند.
8. اگر به نظر میآید که همه چیز به خوبی پیش میرود، پس حتما از چیزی صرفنظر کردهاید.
9. طبیعت همیشه طرفدار خرابیهای پنهان است.
10. طبیعت یک حرامزاده است.
11. غیرممکن است که چیزی را بیخدشه (foolproof) ساخت چون احمقها(fools) نابغهاند.
12. هرگاه برنامهریزی بکنی که چیزی را انجام دهی، حتما چیز دیگری به وجود میآید که باید قبلاش انجام دهی.
13. هر راهحلی مسایل جدیدی را به وجود میآورد.
قانون کپیکنندههای مورفی:
قابل کپیبودن چیزی به طور معکوس متناسب با اهمیت آن است.
قانون جاده باز مورفی:
در یک جاده خیلی طولانی که پلی یک طرفه به طور اتفاقی در آن قرار گرفته
است و میدانیم که تنها دو ماشین در آن جاده هستند، آنگاه خواهیم داشت:
(1) دو ماشین در جهتهای مخالف هم حرکت میکنند، و (2) آنها همیشه در سر
پل به هم میرسند.
قانون ترمودینامیک مورفی:
وقایع تحت فشار بدتر میشوند.
فلسفه مورفی:
لبخند بزن … فردا بدتر خواهد بود.
بازبینی کوانتایی مورفی:
همه چیز، همگی با هم بدتر میشوند.
ثابت مورفی:
چیزها متناسب با ارزششان خراب میشوند.
نتیجهگیری Jenning از قانون مورفی:
احتمال سقوط نان کره مالی شده از سمت کرهایاش متناسب با قیمت فرش است.
توضیح O’Toole درباره قانون مورفی:
قانون مورفی خوشبینانه است.
+
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 8 قبل از ظهر توسط ::رضا::
|
در
اساطیر یونانی، 12 خدای مرد و زن با عمر جاودانه بر جهان حکمرانی می
کردند. خدایان کوه المپ، که به دلیل زندگی بر قله المپ به این نام خوانده
می شدند، بعد از غلبه بر تیتان، خدای خورشید، به قدرت رسیدند. تمامی
خدایان المپ با یکدیگر خویشاوندی دارند. رومیان نیز از بیشتر خدایان زن و
مرد یونانی با نامهای جدید اقتباس کرده اند.
اگه دیدی نمی تونی پرواز کنی، سرت رو نذار لای بالت که نبینی دیگران پرواز
می کنن، نگاه کن، تا ببینی و یاد بگیری پرواز رو، یه روز تو هم می پری.
اونوقت یاد کسایی باش که نگات می کنن، پس خوب پرواز کن.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط ::رضا::
روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود . مجنون بدون اين که متوجه شود
از بين او و سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي!! چرا
بين من و خدايم فاصله انداختي؟مجنون به خود آمد و گفت: من که عاشق ليلي
هستم تورا نديدم!!تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟!
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10 قبل از ظهر توسط ::رضا::
|
نوروز هرمزد روز از فروردین ماه برابر با یکم فروردین سر سال نو هرمز فرودین بر آسوده از رنج تن ، دل زکین به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
زاد روز اشو زرتشت خرداد روز از فروردین ماه برابر با ششم فروردین
زیارت پیر هریشت زرتشتيان ايران از سراسر جهان، هر سال از روز امرداد تا روز خور از ماه فروردين (7 تا 11 فروردين) براي برگزاری آيينهای دينی و سنتی در زيارتگاه «پيرهريشت» گردهم ميآيند. اين زيارتگاه در 15 كيلومتری اردكان يزد، بر دامنه كوههايی پست واقع شده است.
جشن آبان روز دهــم فـرورديـن ، آبانروز از فروردین ماه ، نخستين آبانروز سال است
جشن سیزده بدر سخن پیرامون جشن سیزده بدر همانند دیگر جشن های ملی و باستانی، نیاز به پژوهش زیاد و مقدمه چینی ای طولانی دارد ، و در این راستا کوشش من این بوده که خرد ورزانه ترین و در عین حال مستند ترین گفتارها، مقالات و نگرش ها را در این زمینه گرد آوری کنم تا مبادا خدشه ای در شناساندن آیین های کهن وارد سازم.
جشن سروشگان سروش روز از فروردین ماه برابر با هفدهم فروردین
جشن فروردینگان فروردین روز از فروردین ماه برابر با 19 فروردین
نیایش شاه ورهرام ورهرام روز از فروردین ماه برابر با بیستم فروردین
جشن های اردیبهشت ماه
جشن اردیبهشتگان اَردیبهشت روز از اَردیبهشت ماه برابر با سوم اردیبهشت
چلمو آبان روز از اردیبهشتماه برابر با دهم اردیبهشت
گاهنبار میدیوزرم از روز خور تا دیبهمهر از ماه اردیبهشت برابر با یازدهم تا پانزدهم اردیبهشت .
پنجاه بدر بهرام روز از اردیبهشتماه برابر با نوزدهم اردیبهشت
روز بزرگداشت فردوسی روز ملی بزرگداشت فردوسی برابر با بیست و پنجم اردیبهشت ماه
جشن های خرداد ماه
جشن ارغاسوان هرمزد روز از خردادماه برابر با یکم خرداد
عید عروج عیسی مسیح بیستوپنجم ایار ماه آشوری (25 May) برابر با 4 خرداد
جشن خردادگان خرداد روز از خردادماه برابر با ششم خرداد
عید شاووعوت ششم و هفتم سیوان ماه عبری برابر با 12 و 13 خرداد
عید پنطیکاست چهارم ماه خزیران آشوری و ژوئن میلادی برابر با 14 خرداد
زیارت ستی پیر و پیرسبز از اشتاد روز تا انارام روز از خردادماه برابر با 26 ام تا 30 ام خرداد
گل و گوجه عروس مانتره سپندروز از خردادماه برابر با بیست و نهم خرداد
عیدماه بیست و ششم نَوروزماه تبری برابر با 29 خرداد
پایان بهار سی و یکم خردادماه
جشن های تیر ماه
آغاز تابستان هرمزد روز از تیرماه برابر با یکم تیر
پرسه ی همگانی تیرماه هرمزد روز از تیرماه برابر با یکم تیر
نیایش پیر نارستانه از سپندارمذ روز تا آذر روز از تیرماه برابر با 5 تا 9 تیر
جشن نیلوفر خرداد روز از تیرماه برابر با 6 تیر
گاهنبار میدیوشهم گاه از خور تا دی بمهر روز از تیرماه برابر با 11 تا 15 تیر
جشن تیرگان تیر روز از تیرماه برابر با 13 تیر
جشن خام خواری دی به مهر روز از تیرماه برابر با پانزدهم تیر
زیارت پارس بانو از مهر روز تا ورهرام روز از تیرماه برابر با 16 تا 20 تیر
عید نوسردایل هفتم ماه تموز آشوری برابر با 16 تیر
آتش افروزی و کشتی لوچو از زامیاد روز از تیرماه برابر با 28 تیر
جشن های امرداد ماه
دهوا ربا روز یکم ماه دولا صابئین مندایی برابر با دوم امرداد
سال نو طبری نخستین روز از فردینه ماه تبری برابر با دوم امرداد
عید وارداوار 26 ژوئیه برابر با 4 امرداد
جشن امردادگان امرداد روز از امردادماه برابر با هفتم امرداد
عید تادئوس بیست و نهم جولای برابر با 7 امرداد
جشن چله تابستان آبان روز از امردادماه برابر با 10 امرداد
جشن فندق تیر روز از امردادماه برابر با 13 امرداد
جشن میانهی تابستان دی به مهرروز از امرداد ماه برابر با 15 امرداد
زیارت پیر نارکی مهر روز تا ورهرام روز از امردادماه برابر با شانزدهم تا بیستم امرداد
سال نو دیلمی یکم نوروزما دیلمی برابر با 17 امرداد
جشن مَی خواره رَشن روز از امردادماه برابر با 18 امرداد
عروج مریم عذرا پانزدهم ماه «ناواسارد» ارمنی و ماه «آب» آشوری برابر با 24 ام امرداد
جشن خاچوراتس هیجدهمین روز از ماه ناواسارد ارمنی برابر با 26 ام امرداد
جشن های شهریور ماه
جشن فغدیه هرمَزد روز از شهریورماه برابر با 1 شهریور
جشن کشمین اردیبهشت روز از شهریورماه برابر با 3 شهریور
جشن شهریورگان شهریور روز از شهریورماه برابر با 4 شهریور
جشن خزان دیبهآذر روز از شهریورماه برابر با 8 شهریور
بازار دیبه مهر روز از شهریورماه برابر با 15 شهریور
روز بزرگداشت سالخوردگان ارد روز از شهریورماه برابر با 25 شهریور
گاهنبار پتیه شهیمگاه از اشتاد روز تا انارام روز از شهریورماه برابر با 26 تا 30 شهریور
جشن انار از ماراسپند روز شهریورماه برابر با 29 شهریور
جشن پایان تابستان واپسین روز از شهریورماه برابر با 31 شهریور
جشن های مهر ماه
جشن میتراکانا هرمَزد روز از مهرماه برابر با یکم مهرماه
روش هشانا Rosh Hashanah یکم تیشری عبری برابر با یکم مهرماه
جشن کاشت از هرمزد تا سپندارمذ از مهرماه برابر با یکم تا پنجم مهر
جشن تیرگان سهام تیر روز از مهرماه برابر با 13 مهر
سوکوت یا عید سایبانها پانزدهم ماه تیشری عبری برابر با پانزدهم مهرماه
جشن مهرگان مهر روز از مهرماه برابر با 16 مهر
هوشعناتبا بیستویکم ماه تیشری عبری برابر با 21 مهرماه
جشن رام روزی رام روز از مهرماه برابر با 21 مهر
شمینی عَصرِت بیستودوم ماه تیشری عبری برابر با 22 مهر
سیمحاتورا بیستوسوم ماه تیشری عبری برابر با 23 مهر
عید مترجمان مقدس پانزدهم اکتبر میلادی برابر با 23 مهر
عید فل یکم ماه تورا مندایی برابر با 27 مهر
جشن های آبان ماه
جشن آبانگان آبان روز از آبان ماه برابر با 10 آبان
تیرما سیزه شو ماه روز از آبان ماه برابر با 12 آبان
دهواحنینا روز هیجدهم ماه تورا مندایی برابر با 14 آبان
پاییزانه دی به مهر از آبان ماه برابر با 15 آبان
گالشی جشن آسمان روز از آبان ماه برابر با 27 آبان
جشن های آذر ماه
آذر جشن هُرمَزد روز از آذرماه برابر با یکم آذر
کوسه برنشین هُرمزد روز از آذرماه برابر با یکم آذر
جشن آذرگان آذر روز از آذرماه برابر با 9 آذر
عاشوریه بیست و هفتم ماه کیسلو عبری برابر با 27 آذر
شب چله انارم روز از آذرماه برابر با 30 آذر
جشن های دی ماه
خرم روز هرمزد روز از دی ماه برابر با یکم دی
بازار سپندارمَذ روز از دی ماه برابر با 5 دی
جشن دیگان دی به آذر روز از دی ماه برابر با 8 دی
سیرسور گوش روز از دی ماه برابر با 14 دی
جشن تبیکان دی به مهر روز از دی ماه برابر با 15 دی
درامزینان مهر روز از دی ماه برابر با 16 دی
کوسه گلدی در نیمه ی زمستان، چوپانان و دامداران مناطق مرکزی ایران مراسمی به نام «کوسه گلدی» برگزار می کنند.
جشن های بهمن ماه
جشن بهمنگان بهمن روز از بهمن ماه برابر با 2 بهمن
نوسده سپندارمذ روز از بهمن ماه برابر با 5 بهمن
پیرشالیار از سپندارمذ روز از بهمن ماه برابر با 5 بهمن
جشن سده آبان روز از بهمن ماه برابر با 10 بهمن
طوبی شباط پانزدهم ماه شواط (شباط) عبری برابر با 14 بهمن
بهار کردی - میانه ی زمستان دی به مهر روز از بهمن ماه برابر با 15 بهمن
بادروزی باد روز از بهمن ماه برابر با 22 بهمن
درندز سیزدهم فوریه برابر با 24 بهمن
آفریجگان انارام روز از بهمن ماه برابر با 30 بهمن
جشن های اسفند ماه
پای بران مانتره سپند روز یا انارام روز از اسفندماه برابر با 29 یا 30 ام اسفند
اوشیدر جشن مانتره سپند روز یا انارام روز از اسفندماه برابر با 29 یا 30 ام اسفند
جشن فروردگان اشتاد روز از اسفندماه برابر با 26 اسفند
چهارشنبه سوری برابر با شب آخرین چهارشنبهی سال جشنی به نام «چهارشنبه سوری» یا «جشن سوری» در سراسر سرزمینهای ایرانی همراه با آتش افروزی و پریدن از روی آن و مراسمی ویژه برگزار میشود.
جشن گلدان بهرام روز از اسفندماه برابر با بیستم اسفند
نوروز رودها فروردین روز از اسفندماه برابر با نوزدهم اسفند
وخشنکام آبان روز از اسفندماه برابر با دهم اسفند
جشن اسفندگان سپندارمذ روز از اسفندماه برابر با پنجم اسفند
آبسالان هرمزد روز از اسفندماه برابر با یکم اسفند
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط ::رضا::
|
اكنون شهيدان مردهاند، و ما مردهها زنده هستيم.
شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن را
داشتند كه ـ وقتي نميتوانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند،
و ما بيشرمان مانديم، صدها سال است كه ماندهايم. و جا دارد كه دنيا بر
ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات
و عزت ـ ميگرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و
سوگوار آن عزيزان باشيم.
امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي
زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب
ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش
ترين مادههايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان ميدهد، و خدايي ترين
درسهايي كه به انسان ميآموزد كه ميتواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و
ميراث همه اين سرمايههاي عزيز الهي به دست ما پليدان زبون و ذليل افتاده
است.
.
.
خدايا! اين چه حكمت است؟ و ما كه در پليدي و منجلاب
زندگي روزمره جانوريمان غرقيم، بايد سوگوار و عزادار مردان و زنان و
كودكاني باشيم كه در كربلا براي هميشه، شهادتشان و حضورشان را در تاريخ و
در پيشگاه خدا و در پيشگاه آزادي به ثبت رساندهاند. خدايا اين باز چه
مظلوميتي بر خاندان حسين؟
اكنون شهيدان كارشان را به پايان رساندهاند. و ما شب شام غريبان
ميگرييم، و پايانش را اعلام ميكنيم و ميبينيم چگونه در جامعه گريستن بر
حسين (ع)، و عشق به حسين (ع)، با يزيد همدست و همداستانيم؟ او كه ميخواست
اين داستان به پايان برسد. اكنون شهيدان كارشان را به پايان بردهاند و
خاموش رفتهاند، همهشان، هر كدامشان، نقش خويش را خوب بازي كردهاند.
معلم، مؤذن، پير، جوان، بزرگ، كوچك، زن، خدمتكار، آقا، اشرافي و كودك، هر
كدام به نمايندگي و بهعنوان نمونه و درسي به همه كودكان و به همه پيران و
به همه زنان، و به همه بزرگان و به همه كوچكان! مردني به اين زيبايي و با
اينهمه حيات را انتخاب كردهاند.
اينها دو كار كردند، اين شهيدان امروز دو كار كردند، از كودك حسين (ع)
گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاري قرآن تا آن معلم اطفال
كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خويشاوند يا بيگانه، و تا آن مرد اشرافي و
بزرگ و باحيثيت در جامعه خود و تا آن مرد عاري از همه فخرهاي اجتماعي، همه
برادرانه در برابر شهادت ايستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه
پيران و جوانان هميشه تاريخ بياموزند كه بايد چگونه زندگي كنند ـ اگر
ميتوانند ـ و چگونه بميرند ـ اگر نميتوانند.
اين شهيدان كار ديگري نيز كردند: شهادت دادند با خون خويش ـ نه با كلمه ـ
شهادت دادند، در محكمه تاريخ انسان. هر كدام به نمايندگي صنف خودشان.
شهادت دادند كه در نظام واحد حاكم بر تاريخ بشري ـ نظامي كه سياست را و
اقتصاد را و مذهب را و هنر را، و فلسفه و انديشه را و احساس را و اخلاق را
و بشريت را همه را ابزار دست ميكند تا انسانها را قرباني مطامع خود كند
و از همه چيز پايگاهي براي حكومت ظلم و جور و جنايت بسازد ـ همه گروههاي
مردم و همه ارزشهاي انساني محكوم شده است.
يك حاكم است بر همه تاريخ، يك ظالم است كه بر تاريخ حكومت ميكند، يك جلاد
است كه شهيد ميكند و در طول تاريخ، فرزندان بسياري قرباني اين جلاد
شدهاند، و زنان بسياري در زير تازيانههاي اين جلاد حاكم بر تاريخ، خاموش
شدهاند، و به قيمت خونهاي بسيار، آخور آباد كردهاند و گرسنگيها و
بردگيها و قتل عامهاي بسيار در تاريخ از زنان و كودكان شده است، از
مردان و از قهرمانان و از غلامان و معلمان، در همه زمانها و همه نسلها.
و اكنون حسين (ع) با همه هستياش آمده است تا در محكمه تاريخ، در كنار فرات شهادت بدهد:
شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاريخ.
شهادت بدهد به نفع محكومان اين جلاد حاكم بر تاريخ.
شهادت بدهد كه چگونه اين جلاد ضحاك، مغز جوانان را در طول تاريخ ميخورده است.با علي اكبر (ع) شهادت بدهد!
و شهادت بدهد كه در نظام جنايت و در نظامهاي جنايت چگونه قهرمانان ميمردند. با خودش شهادت بدهد!
و شهادت بدهد كه در نظام حاكم بر تاريخ چگونه زنان يا اسارت را بايد
انتخاب ميكردند و ملعبه حرمسراها ميبودند يا اگر آزاد بايد ميماندند
بايد قافلهدار اسيران باشند و بازمانده شهيدان، با زينبش!
و شهادت بدهد كه در نظام ظلم و جور و جنايت، جلاد جائر بر كودكان شيرخوار تاريخ نيز رحم نميكرده است. با كودك شيرخوارش!
و حسين (ع) با همه هستياش آمده است تا در محكمه جنايت تاريخ به سود
كساني كه هرگز شهادتي به سودشان نبوده است و خاموش و بي دفاع ميمردند،
شهادت بدهد. اكنون محكمه پايان يافته است و شهادت حسين (ع) و همه عزيزانش
و همه هستياش با بهترين امكاني كه در اختيار جز خدا هست، رسالت عظيم
الهياش را انجام داده است.
.
.
«اي همه! اي هركه با اين خاندان پيوند و پيمانداري، و
اي هركس كه به پيام محمد مؤمني، خود بينديش، انتخاب كن! در هر عصري و در
هر نسلي و در هر سرزميني كه آمدهاي، پيام شهيدان كربلا را بشنو، بشنو كه
گفتهاند: كساني ميتوانند خوب زندگي كنند كه ميتوانند خوب بميرند. بگو
اي همه كساني كه به پيام توحيد، به پيام قرآن، و به راه علي (ع) و خاندان
او معتقديد، خاندان ما پيامشان به شما، اي همه كساني كه پس از ما ميآييد،
اين است كه اين خانداني است كه هم هنر خوب مردن را، زيرا هركس آنچنان
ميميرد كه زندگي ميكند. و پيام اوست به همه بشريت كه اگر دين داريد،
«دين» و اگر نداريد «حريت» ـ آزادگي بشر ـ مسؤوليتي بر دوش شما نهاده است
كه به عنوان يك انسان ديندار، يا انسان آزاده، شاهد زمان خود و شهيد حق و
باطلي كه در عصر خود درگير است، باشيد كه شهيدان ما ناظرند، آگاهند،
زندهاند و هميشه حاضرند و نمونه عملاند و الگوياند و گواه حق و باطل و
سرگذشت و سرنوشت انساناند.»
و شهيد، يعني به همه اين معاني.
هر انقلابي دو چهره دارد: خون و پيام
و هركسي اگر مسؤوليت پذيرفتن حق را انتخاب كرده است و هر كسي كه ميداند
مسؤوليت شيعه بودن يعني چه، مسؤوليت آزاده انسان بودن يعني چه، بايد بداند
كه در نبرد هميشه تاريخ و هميشه زمان و همه جاي زمين ـ كه همه صحنهها
كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ بايد انتخاب كنند: يا خون
را، يا پيام را، يا حسين بودن يا زينب بودن را، يا آنچنان مردن را، يا
اينچنين ماندن را. اگر نميخواهد از صحنه غايب باشد. عذر ميخواهم، در هر
حال وقت گذشته است و ديگر فرصت نيست و حرف بسيار است و چگونه ميشود با يك
جلسه، از چنين معجزهاي كه حسين در تاريخ بشر ساخته است و زينب پرداخته
است، سخن گفت؟ آنچه ميخواستم بگويم حديث مفصلي است كه در اين مجمل
ميگويم به عنوان رسالت زينب، «پس از شهادت» كه:
«آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند، و آنها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند، وگرنه يزيدياند»!..
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 12 بعد از ظهر توسط ::رضا::
|
گرگ ها ، پنج روز بود كه تا فاصله 50 متري گوسفندان مي آمدند و تا چوپان فرياد مي زد :گرگ آمد در مي رفتند . مردم فكر مي كردند چوپان دروغ مي گويد و كم كم نسبت به او بي اعتماد شدند . روز
ششم كه گرگ ها با يك كاميون آمدند و گوسفندها را بردند هم چوپان فرياد زد
گرگ آمد گرگ آمد هم مردم براي كمك خودشان را رساندند. اما دير رسيده بودند. فقط يك برگه چركنويس از گرگ ها به جا مانده بود كه متوسط زمان رسيدن مردم به محل چرا محاسبه شده بود.
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط ::رضا::
|
عشق در سرزمين باستانی ما، در فرهنگ ايرانی ما، نه تنها زشت
نبوده بلکه آن را همراه و همنشين «خرد» می دانسته اند. يعنی در انسان خردمند قدرت
و ظرفيت عشق بيشتر است و انسان بی خرد از عشق دور تر و تهی تر به شمار می آيد.
A new day has just begun time to bask 'Neath the sun Yesterday is dead and gone to a new day you belongRejoice and be glad there's no need to be sad Leave your burdens behind allow only good to fill your mind Make the best of this new day only good will come your way
یک روز جدید آغاز شده خود را به تمامی به گرمای ملایم آن بسپار دیروز گذشت و فنا شد تنها امروزست که متعلق به تو است از شادی به وجد بیا غمگین نباش همه ناگواری های گذشته را پشت سر بگذار اجازه بده که تنها خوبی ها فکر تو را پر کنند امروز را بهترین روز زندگی ات بساز خواهی دید که تنها کامیاری و خیر همسفرت خواهد ش
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط ::رضا::
|
سایت هنر و موسیقی در باره حاج قربان سلیمانی می نویسد: او تنها
بازمانده از بخشی های خراسان بود، از هشت سالگی دو تار به دست گرفت و نزد
پدرش که از نوازندگان صاحب نام دو تار شمال خراسان به شمار میرفت، به
شاگردی پرداخت. هنگام درگذشت پدر، 22 سال سن داشت و از آن پس نزد غلامحسین
بخشی جعفر آبادی، حاج محمد بخشی قیطانی و عوض بخشی به آموختن دو تار روی
آورد. حاج قربان کار دوتار نوازی را در مراسم عروسی، ختنه سوران، شیرینی
خوران از سال 1321 آغاز کرد.
او به گفته خود 15-16 سال دست به ساز نزد. ظاهرا علت آن هم اعتقادات و
پای بندی وی به سخنان متشرعین بود که باعث شد او ساز را به کناری نهد. اما
وقتی روحانیون دیگری به وی توصیه کردند که موسیقی موهبتی الهی است، دوباره
ساز در دست گرفت و به نواختن پرداخت.
او فعالیت مجددش را از سال 1367 با برنامه تلویزیونی "اندیشه هنر" شروع
کرد و درسال 1369 در جشنواره موسیقی فجر، نوازنده برتر انتخاب شد و از آن
سال به بعد هم به عنوان داور در جشنواره موسیقی فجر حضور یافت.
این استاد صاحب نام در سال های اخیر 8 بار به فرانسه اعزام شد و به عنوان پدیده و ستاره "آوینیون" فرانسه معرفی شد.
او همچنین به کشورهای بسیاری مانند پرو، هلند، تونس، ترکیه، بلژیک،
انگلستان، سوئیس، کلمبیا، اکوادور، پاناما، فرانسه و چند شهر آمریکا نیز
سفر کرده بود.
استاد حاج قربان سلیمانی کار کشاورزی می کرد و از 14 فرزندش فقط دو
دخترش به موسیقی روی آورده اند و یک پسرش که این آخری پنجاه ساله است و
علیرضا نام دارد و در بیشتر اجراهای پدر به عنوان همنواز حضور جدی داشته
است.
به نوشته همشهری انلاین، حاج قربان سلیمانی از سه ماه پیش از بیماری
رنج می برد اما علیرغم پیگیریهای فراوان درخصوص درمان وی، بی توجهی
مسئولان و نهادهای فرهنگی موجب از دست رفتن این هنرمند ارزشمند شد.
همشهری می افزاید: «فرشاد فداییان یک فیلم 115 دقیقه ای از زندگی حاج
قربان سلیمانی ساخته است که تنها اثر باقی مانده درباره زندگی این هنرمند
موسیقی نواحی است.» اما با توجه به فیلمی که از زندگی استاد در یوتیوب
وجود دارد باید گفت دو اثر در باره او دست کم در دسترس است.
اعراب بر سر هر مساله ای ممکن
است با هم بجنگند اما همه شان از هر قوم و کشوری بر سر یک خواننده عرب
زبان توافق نظر دارند : فیروز لبنانی
اعطنی النای سروده جبران خلیل جبران را با صدای فیروز بشنوید.
أعطني الناي و غن فالغنا سر الوجود/الخلود
و أنين الناي يبقى بعد أن يفنى الوجود
هل تخذت الغاب مثلي منزلا دون القصور
فتتبعت السواقي و تسلقت الصخور
هل تحممت بعطر و تنشفت بنور
و شربت الفجر خمراُ في كؤوس من أثير
أعطني الناي و غن فالغنا خير الصلاة
و أنين الناي يبقى بعد أن تفنى الحياة
هل جلست العصر مثلي بين جفنات العنب
و العناقيد تدلت كثريات الذهب
هل فرشت العشب
ليلاُ و تلحفت الفضا
زاهداُ في ما سيأتي ناسياُ ما قد مضى
أعطني الناي و غن فالغنا عدل القلوب
و أنين الناي يبقى بعد أن تفنى الذنوب
أعطني الناي و غن و انس داء و دواء
إنما الناس سطور كتبت لكن بماء
(مادرم تولدت مبارک) از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز میگذشت. فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید؟ خداوند پاسخ داد : دستور کار او را دیده ای ؟ او باید کاملا" قابل شستشوباشد، اما پلاستیکی نباشد. باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابلجایگزینی باشند. باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کارکند. باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایشبلند شد ناپدید شود. بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانویخراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند. و شش جفت دست داشته باشد. فرشته ازشنیدن این همه مبهوت شد. گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟ خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند. -این ترتیب، این میشود یک الگوی متعارف برای آنها. خداوند سری تکان داد و فرمود : بله. یک جفتبرای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید، از پشت در بسته هم بتواندببیندشان. یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !! وجفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند، بتواند بدونکلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد. فرشته سعی کرد جلوی خدا رابگیرد. این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید . خداوند فرمود : نمی شود !! چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که اینهمه به من نزدیک است، تمام کنم. از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمانکند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج ساله را وادار کند دوشبگیرد. فرشته نزدیک شد و به زن دست زد. اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی . بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تاچه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد . فرشته پرسید : فکر هم می تواند بکند؟ خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد . آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد. ای وای، مثل اینکه ایننمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید. خداوندمخالفت کرد : آن که نشتی نیست، اشک است. فرشته پرسید : اشک دیگر چیست؟ خداوند گفت : اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی،تنهایی، سوگ و غرورش. فرشته متاثر شد. شما نابغهاید ای خداوند، شما فکر همهچیز را کرده اید، چون زن ها واقعا" حیرت انگیزند. زن ها قدرتی دارند که مردان رامتحیر می کنند. همواره بچه ها را به دندان می کشند. سختی ها را بهتر تحمل میکنند. بار زندگی را به دوش می کشند، ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه میپراکنند. وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند. وقتی می خواهند گریهکنند، آواز می خوانند. وقتی خوشحالند گریه می کنند. و وقتی عصبانی اند میخندند. برای آنچه باور دارند می جنگند. در مقابل بی عدالتی میایستند. وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند. بدون کفش نوسر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند. برای همراهی یک دوست مضطرب، بااو به دکتر می روند. بدون قید و شرط دوست می دارند. وقتی بچه هایشان بهموفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، میخندند. در مرگ یک دوست، دل شان می شکند. در از دست دادن یکی از اعضای خانوادهاندوهگین می شوند، با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجامی مانند. آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چهقدر برایشان مهم هستید. قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد زن ها درهر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دلشکسته ای را التیام بخشد کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است، آنها شادی وامید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند زن ها چیزهای زیادی برایگفتن و برای بخشیدن دارند خداوند گفت : این مخلوق عظیم فقط یك عیبدارد فرشته پرسید : چه عیبی ؟ خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند شلسیلور استاین
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 8 قبل از ظهر توسط ::رضا::
|
I'm calling' u With all my goals, my very soul Ain't falling' through I'm in need of U The trust in my faith My tears and my ways is drowning so I cannot always show it But don't doubt my love
I'm calling' U With all my time and all my fights In search for the truth Tryin'a reach U
See the worth of my sweat My house and my bed Am lost in sleep I will not be false in who I am As long as I breathe
پ.ن :کسی آلبوم این گروه فوق رو نداره؟(بخصوص همین آهنگ)
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 2 بعد از ظهر توسط ::رضا::
|